خدا بزرگه
چند روز پیش با همکارام داشتیم در مورد یه موضوعی صحبت می کردم و از سختی هاش و از اینکه چرا این جوری شده
و من کلی عصبانی بودم و غر غر می کردم
ملیکا که دورتر از ما نشسته بود و طبق معمول سرگرم نقاشی کشیدن بود
یه دفعه منو صدا کرد و گفت :
مامان غصه نخور
خدا بزرگه
واقعا بعضی اوقات تو سختی ها یادمون میره که همیشه خدا هست و مواظبمونه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خدا بزرگه
